تبليغاتX
¸.•*خیال آلاچیق ¸.•* - چگونه سلام کنم ؟؟؟

¸.•*خیال آلاچیق ¸.•*

مجموعه خاطرات یک قلم

چگونه سلام کنم ؟؟؟

چگونه آفتاب ِ دیروز و هر روزم را ،

 جنان شب های جاویدانم ، یکسره تاریک کردند ،

 - هنگامی که من در نا اُمیدی ِ این شب های تار ،

خاموش شدن ِ آخرین ستاره ام را که از دوردست سو سو می زد ، نظاره گر بودم -

و نا باورانه به مرگ ِ گل های آفتابگردان می اندیشیدم ..

که آفتاب ِ تاریکم را می جُستند .

خورشید را دریغ کردند ،،،

ابر را دریغ کردند ،،، و باران را ...

از کسی که تنها به بوی خاک ِ باران خورده دل خوش بود ،

                                                       و به سیبی خشنود ...

به آواز ِ چلچله ها ، و به رقص ِ قاصدک ها در باد ...

.
.
.
روزهای رفته ام را از که بازپس گیرم ؟

 -دیروزی که سایهً سیاهش ، امروز و فردایم را تاریک کرده است -

و من به فردایی اینچنین تیره و تار ، چگونه سلام کنم   ؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نازی  |